محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
372
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و نيز سوء مزاج گاهى « خلقى » مىباشد و گاه « عارضى » : « خَلقى » ، آن است كه مزاج در اصل خلقت [ و ] غير معتدل باشد . و اين را « مزاجِ غير فاضل » نيز نامند . و « عارضى » آن است كه در اصل خلقت ، مزاج [ او ] صحيح و سالم و بر اعتدال باشد پس متغير گردد از سوء تدبير . پس منقسم مىگردد آن سوء مزاج به سوء « مادّى » و « ساذج » : و [ سوء مزاج ] « مادّى » : آن است كه به سبب خلطى باشد كه مر او را كيفيتى مخالف كيفيت بدن باشد كه متكيف گرداند بدن را به كيفيت خود . و آن كيفيت يا عفونت است و يا غير آن ؛ مانند حرارت غالبه كه سبب آن غلبهء صفراء باشد بر بدن ، و برودت غالبه كه سبب آن زيادتى بلغم باشد ، و همچنين رطوبت غالبه و يبوست غالبهء از غلبهء سوداء . اين مادّيه : گاه مىباشد مادّهء آن مجاور عضو ملتصق به سطح عضو - خواه ظاهر و خواه باطن - كه در عضو ، داخل و نافذ نباشد و يا داخل و نافذ در آن باشد . و اين : گاه مىباشد باعث ورم ؛ به آن كه متفرّق گرداند اتصال عضو را و احداث نمايد در آن فرجه [ اى ] كه پيشتر نبوده و براى خود مكانى به هم رساند و زياده گردد حجم عضو آن هنگام ، لا محاله . و يا باعث ورم نمىباشد ؛ به آن كه نفوذ آن بر اين وجه نباشد . و سوء مزاج « ساذج » : آن است كه آن را مادّه [ اى ] نباشد كه متكيف گرداند بدن را به كيفيت خود ، بلكه به محض غلبهء كيفيت خود باشد مجاور و مخالف كيفيت بدن كه منحرف گرداند مزاج اصلى بدن را . [ سؤال ] : و ببايد دانست كه اگر گويند : سوء مزاج « مفرد و مادّى » متصوّر نمىتواند شد ؛ جهت آن كه هر خلط را فى ذاته دو كيفيت است ؛ هر گاه خلطى زايد شود بر مقدار معتدل ، هر دو كيفيت آن لا محاله زايد خواهند بود ؛ پس مفرد مادّى متحقّق نخواهد گشت . جواب آن است كه : در تحقّق سوء مزاج مادّى ، زيادتى مادّهء خلط مشروط نيست ؛ بلكه اندك تغيرى آن را كافى است ؛ زيرا كه ممكن است كه به سبب ادويه و يا اغذيهء رطبه رطوبتى در خون زايد گردد بى آن كه كثرت در مقدار آن به هم رسد ؛ پس حرارت آن برقرار بود و رطوبت زايد ، و بر همين قياس نمايند كيفيات ديگر را ؛ پس وجود « مفردِ مادّى » متحقّق شد .